خانه / داشتم اسلام را میفروختم !
سرور و هاست رایگان

داشتم اسلام را میفروختم !

مقیم لندن بود، تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد. راننده بقیه پول را که برمی گرداند 20 پنس اضافه تر می دهد!
او می گفت :چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست پنس اضافه را برگردانم یا نه؟ آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست پنس را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی …
گذشت و به مقصد رسیدیم . موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آورد و گفت:
آقا از شما ممنونم .
پرسیدم : بابت چی ؟
گفت : می خواستم فردا بیایم مرکز شما مسلمانان و مسلمان شوم، اما هنوز کمی مردد بودم. وقتی دیدم سوار ماشینم شدید، خواستم شما را امتحان کنم . با خودم شرط کردم اگر بیست پنس را پس دادید، بیایم . فردا خدمت می رسیم!
او تعریف می کرد :
تمام وجودم دگرگون شد .حالی شبیه غش به من دست داد . من مشغول خودم بودم، در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست پنس می فروختم!!

درباره

5 دیدگاه

  1. سلام . طاعتتون قبول درگاه احديت . مثل هميشه بسيار عالي ، مرسي :yes: 🙂
    موفق باشيد

  2. سلام و وقت بخیر
    متاسفانه ما مسلمانان قرن هاست که اسلام عزیزمان را به اندک بهایی می فروشیم و این معامله نا بجا از اولین ساعت پس از شهادت پیامبر اکرم شروع شد .
    وهر بار دردانه های زمان و سلاله نبوت به بهای جان آن را باز می ستاندند اما حیف و صد حیف از این غفلت تمام ناشدنی بشر.
    امید است که آخرین دردانه زمان را به حقیقت یار و یاور باشیم

  3. سلام مطلب تان جالب و زیبا بود
    البته تمام مطالبتان سوا شده و قابل استفاده و خوبند امیدوارم که همیشه موفق باشید

پاسخ دادن به نفس لغو پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.