خانه / جنبه عاطفی معناداری
سرور و هاست رایگان

جنبه عاطفی معناداری

در هر لحظه، کاری وجود دارد که یک شخص/حیوان در تلاش است انجام دهد (الف هدف) و دلیلی که آنها سعی در انجام آن دارند (الف زمینه برای آن هدف). در اثر مدیریت چارچوب (AMF; هاینز-لاموت، 2025)، زمینه سازی شده است اهداف دائماً در مغز جابجا می شوند و از حواس جهان و بدن مطلع می شوند (بینایی، شنیدن، لمس کنید، طعم، بو، شنود، و حس عمقی) و همچنین عوامل معنایی از معنی دار بودن، یقین، و آژانس.

از آنجایی که عاطفه ما به اهداف ما وابسته است، چه اهدافی را که برمی خوریم و چگونه و چه زمانی در موقعیت های مشابه دنبال می کنیم یا رها می کنیم را می توان متفاوت توصیف کرد. سیاست های مدیریتی را تحت تاثیر قرار دهد.

معنی دار بودن

در این پست، امیدوارم جنبه عاطفی را گسترش دهم معنی دار بودن همانطور که در AMF توضیح داده شده است:

تأثیر اهداف بر تجربه عاطفی بسیار زمینه ای است، و معنی دار بودن هدف یکی از عواملی است که بر این رابطه تأثیر می گذارد. به سادگی می توان آن را با سؤالات شرح داد: “این هدف چقدر مهم است و چرا؟ اگر تکمیل شود یا تکمیل نشود چه اتفاقی خواهد افتاد یا چه معنایی خواهد داشت؟” پاسخ به این سؤالات در افراد و زمینه ها متغیر است، اما به طور کلی تعیین می کند که چقدر تأثیر قوی به هدف متصل است، و در نتیجه، چقدر انگیزه یک فرد برای دنبال کردن آن است.

به این ترتیب، باورهای افراد بخش عمده ای از سیستم مدیریت تاثیر آنها را تشکیل می دهد. به عنوان مثال، شکل‌گیری باور تحت تأثیر شکل‌دهی عاطفی جستجوی اطلاعات است، به‌طوری‌که افراد با سهولت بیشتری به دنبال اطلاعات مطلوب هستند تا نامطلوب (برومبرگ-مارتین و شاروت، 2020).

در حمایت از این دیدگاه، مطالعه‌ای که توسط کپس، هاروی، لوهرنز، مونتاگ و شاروت (2020) انجام شد، نشان داد که مردم تمایل دارند زمانی که شخص دیگری با آن‌ها موافق است، اعتماد به نفس بیشتری نسبت به عقاید خود پیدا می‌کنند، اما زمانی که شخص دیگری مخالف است، اعتماد به نفس کمی کمتر می‌شود. به نوبه خود، باورها آنچه را که مردم می‌خواهند در زمینه‌های مختلف احساس کنند، شکل می‌دهند (تامیر، 2016)، مانند تمایل به احساس غمگینی در مراسم تشییع جنازه. بودن و برنبام (2010) در بررسی رابطه دوسویه بین عاطفه و باورها بیان کردند که «[t]او باید تجربه را درک کند و نیاز به تنظیم عاطفه، حلقه بازخوردی را که از طریق آن عاطفه و باور بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند، هدایت می‌کند و در نتیجه منجر به تکامل باور می‌شود.»

طراحی توسط آدام هاینس-لاموت
منبع: طراحی توسط آدام هاینز-لاموت

احساس معنادار بودن می‌تواند از چندین منبع مختلف ناشی شود، مانند درجه‌ای از چالش، جایی که معنا از این سؤال ناشی می‌شود: آیا من قادر به انجام آن خواهم بود؟ (هیگینز، 2012). به عنوان مثال، می توان به سرعت هدف شمردن تا عدد هفت را ایجاد کرد و هدف را برآورده کرد، اما به احتمال زیاد تجربه عاطفی را تحت تاثیر قرار نمی دهد. از سوی دیگر، اگر کودک کوچکی که شمردن را یاد می‌گیرد این کار را انجام دهد، احتمالاً تأثیر مثبتی ایجاد می‌کند که مستقیماً از احساس چالش ناشی می‌شود. یکی دیگر از منابع معنی دار بودن در مخالفت با موانع یا وقفه های بیرونی است (هیگینز، 2012)، که می تواند به عنوان یکی از منابع مغالطه هزینه های غرق شده عمل کند (به عنوان مثال، ادامه انتظار در یک صف طولانی با وجود مزایایی که در غیر این صورت ارزش آن را ندارد). این منبع معناداری با دیدگاه روانشناسی بوم شناختی سازگار است محیط زیست اهداف خاصی را در درون فرد ایجاد می کند (ویتاگن، 2022).

تفکر خلاف واقع

یک منبع اضافی از معنی‌داری در تجربه، محاسبه‌ی خلاف واقع توسط مغز است (یعنی شبیه‌سازی جهان اگر متفاوت بود). ارتباط نزدیک با عملیات شبکه حالت پیش فرض (ون هوک و همکاران، 2013)، تفکر خلاف واقع بسته به زمینه و اینکه آیا هدف در واقعیت برآورده شده است یا خیر، می تواند منجر به عاطفه مثبت (به عنوان مثال، تسکین تقریباً اجتناب از تصادف رانندگی) یا تأثیر منفی (به عنوان مثال، پشیمانی از خرید چیزی درست قبل از فروش آن شود). علاوه بر این مثال‌های ارتجاعی، تفکر خلاف واقع، مانند خیال‌پردازی، می‌تواند بخش مهمی از پیوند دادن تجربه عاطفی مثبت به هدف باشد، که می‌تواند به انگیزه فرد کمک کند تا آن را بدون در نظر گرفتن اینکه آیا آن هدف برای فرد مفید است یا نه (لانگنز، 2002؛ کپس، سینگمن، و اوتینگن، 2012).

به طور مشابه، پیامدهای ساختن یا ساختارشکنی معنا (یعنی به روز کردن یک باور یا قاعده ذهنی) برای تأثیر به زمینه بستگی دارد. مثلاً اگر کسی باشد تاکید کرد تمیز کردن برای رسیدن دوست خود، و سپس متوجه می شود که دوست آنها به آشفتگی اهمیتی نمی دهد، این معنی هدف تمیز کردن را از بین می برد، اما ممکن است به طور عاطفی مثبت نیز تجربه شود. از طرف دیگر، دانش‌آموزی که متوجه می‌شود دیگران در آزمونی تقلب کرده‌اند که برای آن سخت مطالعه کرده‌اند، می‌تواند به‌طور عاطفی منفی باشد، اگر احساس معنی‌داری ناشی از کسب نمره خوب را تهدید کند. بنابراین، این که آیا ایجاد یا ساختارشکنی معناسازی به‌عنوان مثبت یا منفی تجربه می‌شود، ممکن است با این موضوع تعدیل شود که آیا هدفی که آنها دنبال می‌کنند یا از آن صرف نظر می‌کنند، بیشتر یک تهدید یا یک فرصت دعوت‌کننده در نظر گرفته می‌شود.

در AMF، فرض نمی شود که معناسازی یک فرآیند کاملاً آگاهانه است. در واقع، بسیاری از این معناسازی خارج از آگاهی هشیار اتفاق می‌افتد، مگر اینکه فرآیند به اشتباه پیش برود، مانند پدیده نوک زبان (به عنوان مثال، شوارتز و پوناغدالی، 2020)، جایی که پس از آن، یافتن بیان کلامی صحیح معنا به هدف آگاهانه تبدیل می‌شود (جکندف، 2012). Additionally, meaning-making can influence interoceptive experiences below conscious awareness, as is clearly the case in emotional experience, where allostasis in the context of a perceived threat implements a stress response in the body that is then perceived in conscious awareness (Goldstein & McEwen, 2002; Sterling, 2012; Shaffer, Westlin, Quigley, Whitfield-Gabrieli, & بارت، 2022).


Source link

درباره سعید جنگجو

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.