خانه / آنها پل هایی می سازند تا برای دیگران فرصت ایجاد کنند
سرور و هاست رایگان

آنها پل هایی می سازند تا برای دیگران فرصت ایجاد کنند

تقدیم: برای کسانی که ما را قبل از اینکه بدانیم چگونه خود را حمل کنیم، حمل می کنند.

ما اغلب داستان های موفقیت را به عقب می گوییم.

ما با نتایجی مانند مدارک تحصیلی، مشاغل ایجاد شده و تثبیت خانواده شروع می کنیم، سپس به سمت توضیحاتی می رویم که بر استعداد یا استعداد تأکید می کند. انعطاف پذیری. چیزی که اغلب از دست می‌رود یک حقیقت روان‌شناختی آرام‌تر است. بسیاری از زندگی‌ها بر اساس تصمیم‌هایی شکل می‌گیرند که قبل از اینکه شخصی که زندگی می‌کند از آنچه از طرف آنها ساخته می‌شود آگاهی داشته باشد، شکل می‌گیرد.

در بیشتر خانواده ها، کسی هست که اول می رود.

در خانواده من، آن شخص برادرم ژان ادی بود.

او در جوانی، بدون امتیاز و بدون قطعیت به آمریکا آمد. سفر او نمادین نبود. پدر و مادرم برای تامین هزینه سفر او یک قطعه زمین فروختند، تصمیمی غیرقابل برگشت که بر اساس ایمان به سرزمینی که اغلب به عنوان سرزمین فرصت ها توصیف می شد، گرفته شد. او برای ماجراجویی نیامده است. او آمد زیرا خانواده به کسی نیاز داشت که این خطر را بپذیرد.

هیچ تضمینی وجود نداشت که آن فداکاری ها فراتر از بقا باشد. چیزی که او داشت تحمل بی ثباتی بود، بنابراین دیگران مجبور نبودند بعداً آن را تحمل کنند. او کار کرد، سازگار شد و ماند. در آن زمان، این امر قابل توجه به نظر نمی رسید. لازم به نظر می رسید.

روانشناسان مدتهاست که این نوع نقش را مولد توصیف کرده اند میانسالی مسئولیت بر ایجاد ثبات برای کسانی که در مرحله بعدی قرار دارند، متمرکز است، مفهومی که اولین بار توسط اریک اریکسون بیان شد.

با گذشت زمان، این الگو واضح تر شد. تلاش های او فراتر از مرزها و نقش ها، از حمایت از مسکن و آموزش و پرورش در شهر ما برای ایجاد ثبات مالی از طریق کار تجاری در ایالات متحده این اقدامات به عنوان دستاوردها در نظر گرفته نشد. آنها به عنوان تعهداتی در نظر گرفته می شدند که با توانایی کمک به آنها همراه بود.

آن تصمیمات اولیه درها را به روی بقیه ما باز کرد. آموزش قابل تصور شد. ثبات ممکن شد. آینده را می توان به جای بداهه برنامه ریزی کرد. مسیرهایی که دنبال شد، از جمله مسیر من، با جاه طلبی فردی شروع نشد. آنها ابتدا با شخص دیگری شروع کردند که ریسک را جذب می کرد.

توسعه انسانی رابطه ای است. هیچکس در انزوا تبدیل به آن چیزی که هست نمی شود. کودکان در درون سیستم ها رشد می کنند و بزرگسالان در درون آنها به تغییر ادامه می دهند. با این حال، کار مورد نیاز برای ساختن این سیستم‌ها اغلب از دید ناپدید می‌شود، به‌ویژه زمانی که موفق می‌شود.

خانواده ها تمایل دارند خود را حول محورهای اولیه سازماندهی کنند. پایداری یک فرد به دیگران امکان می دهد کاوش کنند. تمایل یک نفر برای رفتن، فضایی برای انتخاب ایجاد می کند. با گذشت زمان، این کار تعبیه می شود و سپس نادیده گرفته می شود، نه به این دلیل که تاثیر نداشت، بلکه به این دلیل که کار می کرد.

در کار بالینی، بسیاری از بزرگسالان یک ناراحتی مبهم در مورد موفقیت را توصیف می کنند. آنها ممکن است برای بیان تلاش کنند سپاسگزاری یا از استقلال خود احساس ناراحتی کنند. اغلب، چیزی که آنها با آن مواجه می شوند، درک دیرهنگام این موضوع است که استقلال آنها به داربست رسیده است، اصطلاحی که اولین بار توسط روانشناس لو ویگوتسکی برای توصیف اینکه چگونه ساختارهای حمایتی اجازه می دهند رشد به جای تلاش، طبیعی باشد، استفاده شد. کسی ریسک را زود جذب کرد، ثبات را عادی جلوه داد، یا بی سر و صدا با عدم قطعیت برخورد کرد تا آزادی را بتوان به عنوان انتخاب به جای بقا تجربه کرد. هنگامی که این حمایت از آگاهی محو می شود، استقلال می تواند در همان زمان هم به دست آمده و هم به طرز عجیبی ناپایدار احساس شود.

دیدگاه آن را تغییر می دهد.

اوایل بزرگسالی بر جدایی و تعریف از خود تأکید دارد. بعداً، اگر شرایط اجازه دهد، مردم متوجه ساختارهایی می شوند که این جدایی را ممکن ساخته است. شناخت آن ساختارها از تلاش نمی کاهد. آن را روشن می کند.

خانواده ها به ندرت توقف می کنند تا آن را در زمان واقعی نام ببرند. زندگی ادامه دارد. مسئولیت ها انباشته می شوند. پل بخشی از منظره می شود. گاهی اوقات طول می کشد تا شکل آن نمایان شود.

آنچه که برجسته می شود، با نگاه کردن به گذشته، نه تنها کاری است که ژان ادی انجام داد، بلکه این است که چقدر در مورد آن صحبت کرده است. نه اصراری بر شناخت وجود داشت و نه روایتی از فداکاری. کار ثابت و ادامه داشت.

ما در فرهنگی زندگی می کنیم که به دیده شدن اهمیت می دهد، با این حال بسیاری از آنچه توسعه را حفظ می کند دیده نمی شود. افرادی که اول می‌روند به ندرت در لحظه‌ای که کارشان بیشترین اهمیت را دارد، مورد تایید قرار می‌گیرند.

اکثر ما از پل هایی که طراحی نکرده ایم عبور می کنیم. بیشترین بهره را از کار ما شاهد نبودیم.

در مقاطع خاصی از زندگی، توجه به این موضوع تنها به معنای قدردانی نیست. این در مورد درک دقیق‌تر خود و شناخت مسئولیت‌های آرامی است که ممکن است اکنون برای شخص دیگری به دوش بکشیم.


Source link

درباره سعید جنگجو

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.