اعتقادتان را چند می فروشید؟!

url22

مقیم لندن بود، تعریف می کرد که یک روز سوار تاکسی می شود و کرایه را می پردازد. راننده بقیه پول را که برمی گرداند ۲۰ سنت اضافه تر می دهد
می گفت :چند دقیقه ای با خودم کلنجار رفتم که بیست سنت اضافه را برگردانم یا نه؟
آخر سر بر خودم پیروز شدم و بیست سنت را پس دادم و گفتم آقا این را زیاد دادی
گذشت و به مقصد رسیدیم
موقع پیاده شدن راننده سرش را بیرون آورد و گفت آقا از شما ممنونم
پرسیدم بابت چی ؟
گفت می خواستم فردا بیایم مرکز شما مسلمانان و مسلمان شوم اما هنوز کمی مردد بودم
وقتی دیدم سوار ماشینم شدید خواستم شما را امتحان کنم
با خودم شرط کردم اگر بیست سنت را پس دادید بیایم . فردا خدمت می رسیم
تعریف می کرد : تمام وجودم دگرگون شد
حالی شبیه غش به من دست داد
من مشغول خودم بودم در حالی که داشتم تمام اسلام را به بیست سنت می فروختم.

ارسالی از طرف دوست گرامی ام : ف . محجوب

مطالب مرتبط
نمایش بیشتر
فروش ویژه کندوهاست

‫26 دیدگاه ها

  1. آفریدگار هستی

    عشق را برای روشن کردن آیینه روح به ما داد

    تنها عشق می تواند باعث درخشش آینه روح گردد

  2. هیچ لیوانی در زندگی خالی نیست ،

    حتی نیمه پر هم نیستند ؛

    وقتی چشمها جور دیگر می بینند .

    وقتی دوست همه جا حضور دارد،

    وقتی لطفش همه جا را پر کرده

    آری … چشمها را باید شست …

    بیایید لیوانها را به کناری بگذاریم ، وقتی دریای رحمتش را کرانه نیست …

    الحمد لله رب العالمین ..

    +درسته گاهی وقتا ایمانمونو به خاطر بعضی چیزای بی ارزش ازدست میدیم… عالی بود همیشه سعی کنیم ایمانمونو نگه داریم… نه اینکه با یه عمل نامربوط بقیه رو از خودمون دورکنیم و دیدشونو با عملمون به ایمان کم رنگ کنیم…..

  3. خدای من دوستت دارم…
    در چند قدمی جانمی و من هنوز خوابم…
    تویی که جاری میشوی در رگ و ریشه ی احساسم…
    خــــــــــــــدا جانمـ !دوستـتــــــــــــــ دارمـــ…
    تویی که ریشه می جنباني در تار و پودم…
    استشمامت می کنم …
    آری تو خدایی…
    خدایی که با تمام ادراکم لمست میکنم…
    یخ زده است احساسم …
    آغوش گرم تو را برای من هیچ شعله ی عشقی مهیا نساخت….
    خـــــدا یـــــ مــــــــــــــن….!
    من …
    دوستت دارم …

    kheyli ziba bud
    movaffagtar bashid

  4. با سلام و ادب..
    من حقیر بازم اومدم سعی میکنم از این به بعد بیام و همراه همیشگیتون باشم همانطور که گفته بودم داشتم برا ارشد میخوندم حالا آزمون تموم شد و منتظر نتیجه ام دعام کنید خوب برام رقم بخوره..
    با این که خونده بودم ولی بازم حس تازگی خاصی بهم داشت..ممنونتونم
    این صحنه 1بار تو دوران دانشجویی برا منم ÷یش اومده بود که سوار اتوبوس بودم و راننده اتوبوس شاگردش نفرستاد ÷یشم تا کرایه رو بدم و آخر سر منم سر بلند بیرون اومدم امیدوارم خدا تو سایر مراحل زندگی مون همیشه دستمون رو که گرفته رها نکنه..
    من حامد 1 سال دارم
    16 اردیبهشت تولدم بود سعی کردم از این به بعد مفید باشم و بهترین ها رو بهتون هدیه بدم..
    دعام کنید..
    دلم امام رضا میخواد نمیدونم 1هو الان هوس حرمش کردم..

  5. داستان قشنگی بود ولی حیف که فقط داستان بود و واقعیت اسلام و مسلمانان که ما داریم می بینیم یه چیز دیگه است(20سنت که سهله بعضیا به خاطر یه ساندیس…)

    1. سلام من اسمم سحرمیخوام برا ارشد روانشناسی عمومی بخونم اما چون سر کار میرم خیلی محدودیت دارم برا کلاس رفتن یا اینکه برم دانشگاهو منابع و..از اساتید یا دانشجوهای روانشناسی عمومی ببرسم!خیلی وقته دنبال کسی میگردم که راهنماییم کنه ممنون میشم کمکم کنید من یکسری کتاب تهیه کردم وشروع کردم بخوندم اما راستش یه وقتایی از مفهوم متن سر درنمیارم همچنین بگید که چه نوع کتاب تستی بگیرم اسمشو لطف کنید ممنون میشم!

  6. سلام خیلی دلم گرفته این روزها حال خوبی ندارم یه مشکل خیلی بزرگ برام پیش اومده از خدا و از امام هادی خواستم که جوابمو ندادن
    دلم از خدا گرفته
    برام دعا کنید بتونم با این مسله کنار بیام

  7. با سلام محتوای بسیار خوبی داشت . داریم که مردم را جز با زبانتان دعوت به حق کنید.(کونوا دعاالناس به غیر السنتکم) یعنی با اعمالتان . یک فرد با عملش میتواند مبلغ اندیشه اش باشد. فرصت خوبیست که مطلبی رو بگم. من مدتی در ارمنستان بودم . یه روز یه عزیز _ ارمنی صحبت میکرد از یه اتفاق می گفت : “بهشون گفتم درسته که طرف مسلمونه اما انسان که هست ! “به یاد شعر مولانا افتادم که مسلمان و مسیحی بحث شون شده بود ، اون می گفت : اگه دروغ بگم از مسلمون بدترم و این می گفت اگه دروغ بگم از مسیحی بدترم . الغرض ما مسلمونها بس که دینمون خوبه فکر می کنیم مسلمونا هم خوبند . در حالیکه خوبی در سه حوزه معنی پیدا می کنه : اندیشه ، سخن و عمل ، امیدوارم که این سه ما رو احاطه کنه/ یا علی

  8. داستان کوتاه و قشنگی بود، بقول دوستمون آرامش بخش بود، منتها عنایت بفرمایید این کار نیکو نشئت گرفته از فطرت پاک انسانی هست که ذاتاً صداقت جو و صداقت دوست هست. ربطی به اسلام نداره، اصلاً هیچ کوچکترین ربطی به دین نداره، البته خیلیها که دین منفعت مادی براشون داره ازین موارد استفاده میکنن برا تبلیغ دینشون، وگرنه بله این داستانها در یهودیت هست در مسیحیت فراوون هست، حتی در شیطان پرستی هم هست

  9. سلام
    از فضای ایجا خیلی خوشم اومد خیلی آروم و با مفهومه….
    داستان قشنگی بود
    کاش واسه دونه دونه ی اعمالمون یه همچین اتفاقایی میافتاد تا یه کمی به خودمون میومدیم…
    یاعلی

پاسخ دادن به Mojtaba لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا