نوشته های اخیر

من دزد مال هستم نه دزد دین!!

یادش بخیر، روزگاری دزدها هم باشرف بودند . گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند. او را گفتند : چرا ...

ادامه مطلب »

آرایشگر و مشتری …

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت در بین کار گفت و گوی جالبی بین آنها در گرفت.آنها در مورد مطالب مختلفی صحبت کردندوقتی به موضوع خدا رسیدآرایشگر گفت: من باور نمی کنم که خدا وجود دارد.مشتری پرسید: ...

ادامه مطلب »

سه پند حکیمانه لقمان …

روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو ۳ پند می دهم که کامروا شوی. اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری! دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی ! سوم اینکه در بهترین ...

ادامه مطلب »

عصر یخبندان …

در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردندخارپشتها وخامت اوضاع را دریافتند ،تصمیم گرفتند دور هم جمع شوند و بدین ترتیب همدیگر را حفظ کنند ولی خارهایشان یکدیگر را در کنار هم زخمی می کرد به ویژه وقتی ...

ادامه مطلب »

زود قضاوت نکنیم!

توی کافه‌ فرودگاه یکی پشت سر هم سیگار می‌کشید؛ یکی دیگه رفت جلو گفت: – ببخشید آقا! شما روزی چند تا سیگار می‌کشین؟ – منظور؟ – منظور اینکه اگه پول این سیگارا رو جمع می‌کردین، به اضافه‌ی پولی که به ...

ادامه مطلب »

عکس نوشته ها

ویدئو های خوشمزه