موهاشو بافت و روز خوبی داشت!


صبح که از خواب بیدار شد رو سرش فقط سه تار مو مونده بود، با خودش گفت:
“هییم! مثل اینکه امروز موهامو ببافم بهتره! “
و موهاشو بافت و روز خوبی داشت!
فردای اون روز که بیدار شد دو تار مو رو سرش مونده بود “هیییم! امروز فرق وسط باز میکنم” این کار رو کرد و روز خیلی خوبی داشت
پس فردای اون روز تنها یک تار مو رو سرش بود “اوکی امروز دم اسبی میبندم” همین کار رو کرد و خیلی بهش میومد !
روز بعد که بیدار شد هیچ مویی رو سرش نبود!!! فریاد زد،ایول!!!! امروز درد سر مو درست کردن ندارم!
همه چیز به نگاه تو بر میگرده ! هر کسی داره با زندگیش میجنگه…

وای خیلی زیبابود….. اشک توچشام جم شد. ای خدا
+بله دیدمونو باید عوض کنیم
خیلی زیبا بود واقعا اینطوره دیدمون باید به زندگی مثبت باشه و همیشه به نیمه پر لیوان نگاه کنیم
kheili ghashang bod…
mer30.
سلام…خیلی وقت بود نظر نذاشته بودم!
پستتون خیلی تکون دهنده بود…ممنون.
خیلی مطلب جالبی بود
سلام سعید جان خیلی قشنگ بود.
همیشه اینطوری نیست گاهی زندگی با یه سری شرایط خیلی مشکل میشه
دیدتون داره مشکل ایجاد می کنه، نه زندگی !
این و منم موافقم..اما زندگی جاریست 🙂
واقعا قشنگ بود لایــــــــــــــــــــــک
سلام…
خوبی؟
خیلی خوب و غمگین بود به منم سر بزن…
خیلی زیبا بود
سلام…خیلی قشنگ و تاثیرگذار بود. من فکر میکنم اگه به خدا اعتماد کامل داشته باشیم میتونیم مثبت اندیش هم باشیم.
سلام
واقعا زیبا بود و تأثیر گذار @};-
ey joonam.asheghe ghalbe pakesham