چندی با شعر – 2


متن شعر
پدر که جان عزیزش به لب رسید چه گفت؟
یکی نصیحت من گوش دار جان عزیزبه دوست گرچه عزیزست راز دل مگشای
که دوست نیز بگوید به دوستان عزیز
دانلود این تصویر با کیفیت بالا (HD) مخصوص پس زمینه
مطالب مرتبط


متن شعر
پدر که جان عزیزش به لب رسید چه گفت؟
یکی نصیحت من گوش دار جان عزیزبه دوست گرچه عزیزست راز دل مگشای
که دوست نیز بگوید به دوستان عزیز
دانلود این تصویر با کیفیت بالا (HD) مخصوص پس زمینه
نکته مهم : اگر در هنگام ثبت ایمیل با خطای "Sorry, not a valid Captcha answer. Please try again. " مواجه شدید ، در همان کادر باز شده بر روی " I'm not a robot" تیک بزنید و بعد رو دکمه " Complete Subscription Request " کلیک کنید تا ثبت گردد.که تا چند دقیقه به همین ایمیلی که ثبت کرده اید یک ایمیل فعالسازی ارسال خواهد شد که در اینباکس خود روی آن لینک فعالسازی کلیک کنید تا به جمع مشترکان پرانرژی موفقیت بپیوندید.
می دانی…
آدم های ساده،ساده عاشق می شوند…..
ساده صبوری می کنند…
ساده عشق می ورزند..ساده هم…می مانند.
اما سخت دل می کنند…آن وقت که دل میکنند،جان می دهند.
می شکنند…سخت فراموش می کنند.
[گل][گل][گل]
مسئولیت نه طعمه است
نه غنیمت و نه حتی حق،
بلکه امانتی است که موظفیم به اهلش بسپاریم.
سلام خوبین؟
——————–
خیلی وقته نیستین ها؟
در اثر یک مشکل تمام نظرها پریده
میشه تشریف بیارین در نظر سنجی شرکت کنین
بهترینها را براتون آرزو میکنم
دست شما درد نکنه
توفیق یارتان[گل]
سلام دوست خوبم … درگیری زیاده فعلا !!
چشم حتما
هیچ کجا هیچی نیست…
همه گرفتار تب شده اند…
نمیدانم تبی ک اپیدمی شده است..چ کسانی را سلامت و چ کسانی را در بند خویش نگه میدارد..
بس است..
کافی است..
برگردید ب کومه بارانی خودمان تا با عشق کنار برکه ب نوای خوش قورباغه های سبز بیندیشیم…
بس است..کافی است..ب حرارت داغ روزهای تابستانی همه گرفتار تب شده اند..کاش مانند قورباغه ها به اب شیرجه بزنیم و از این تب داغ رهایی یابیم..
خسته ام ازین تبها و ازرده…
زندگی جیزی شبیه همینها است…
قورباغه بودنم ارزوست ن برای من..برای همه…
واقعا که وبتون جالبه… واسه تبادل لینک به وبم بیاید و قسمت چپه وبو بخون… موفق باشی. بای