بخور و دعا کن !

فردی  چند گردو به بهلول  داد
گفت :
بشکن  و بخور و برای من دعا کن…
بهلول  گردوها را شکست  و خورد اما دعا نکرد …
آن مرد گفت :
گردوها را می خوری نوش جان ، ولی من صدای دعای تو را نشنیدم…!
بهلول گفت :
مطمئن باش اگر در راه  خدا
داده ای ، خدا  خودش  صدای شکستن گردوها  را
شنیده  است …

تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن..
که خواجه خود روش بنده پروری داند…

مطالب مرتبط
نمایش بیشتر
فروش ویژه کندوهاست

‫8 دیدگاه ها

  1. یک معلم هستم! امیدوارم به معنای واقعی این کلمه، واقعاً بوده و باشم! ازینکه بگویم به آینده روشن و شخصیت محبوب فردی و اجتماعی دانش آموزانم، بیشتر از وجود خودم اهمیت میدهم اغراق نیست! در همین راه خیلی وقت ها شده که درعوض محبت ها و توجهات بی ریا و صادقانه ام، در نهایت بی مهری، قلب خود را شکسته دیدم! موی سپید زود رسم در این بحبوحه جوانی را که نشان از عشق چند چندانم دارد کدامشان دلیلش را باور میکند؟!! مگر آنکه خودش چنین عاشق شود و بکشد و بسوزد!
    اما درسی که در مدرسه زندگی به قلب خودم داده ام این است که: وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم! که در مذهب ما کافریست، رنجیدن!
    باشد اگر مزدی و دعایی و ثوابی هم، مقدّر باشد، آن هم حضرت دوست از روی کرامت و رحمت خودش در مسیر سعادت و خوشبختی دانش آموزانم و چند نفر از دانش آموزان عزیزترم که سالهاست من را باور کرده و در کنارم به دوستی باقی مانده اند، هزینه کند! آمین! 🙂

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا