خانه / روانشناسی (برگه 30)

روانشناسی

کوتاه اما عمیق – ۸

دانلود این تصویر با کیفیت بالا  (HD)  مخصوص پس زمینه

ادامه مطلب »

زاهد مستجاب الدعوه

زاهدی کیسه ای گندم نزد آسیابان برد. آسیابان گندم او را در کنار سایر کیسه ها گذاشت تا به نوبت آرد کند. زاهد گفت: «اگر گندم مرا زودتر آرد نکنی دعا می کنم خرت سنگ بشود». آسیابان گفت: «تو که چنین مستجاب الدعوه هستی دعا کن گندمت آرد بشود.»

ادامه مطلب »

روزهای پایانی سال و شروعی جدید

به آخرای سال ۹۱ رسیدیم…  خیلی چیزا یاد گرفتیم و خیلی چیزا یاد دادیم.  باهم خندیدیم باهم گریه کردیم … باهم خاطره های شیرین رقم زدیم و همچنین خاطرات تلخ که به مرور زمان اونا هم به خاطرات شیرین تبدیل میشن… امیدوارم کسایی که از بنده یا وب موفقیت به ...

ادامه مطلب »

امید…

وقتی این عکس رو دیدم نزدیک یک ربع فقط نگاش کردم … خیلی تحت تاثیرم قرار داد و بهم فهموند چقدر امیدم کمه … کاش یک چشممو می تونستم بهش هدیه بدم …  استادیوم یادگار امام … 

ادامه مطلب »

کوتاه اما عمیق – ۷

دانلود این تصویر با کیفیت بالا  (HD)  مخصوص پس زمینه

ادامه مطلب »

بودا و هرزه !

  بودا به دهی سفر كرد …زنی كه مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد.بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد. كدخدای دهكده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت : این زن، هرزه است به خانه‌ی او نروید !بودا

ادامه مطلب »

کوتاه اما عمیق – ۶

دانلود این تصویر با کیفیت بالا  (HD)  مخصوص پس زمینه

ادامه مطلب »

گلف و قهوه

  پروفسور فلسفه با بسته سنگینی وارد کلاس درس فلسفه شد و بار سنگین خود را روبروی دانشجویان خود روی میز گذاشت. وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ از داخل بسته برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد.سپس از شاگردان خود ...

ادامه مطلب »

کوتاه اما عمیق – ۵

ادامه مطلب »

دختر کوچک اما روحی بزرگ

  همسرم «نواز» با صداى بلند گفت: تا کى مى‌خواى سرتو، توى اون روزنامه فرو کنى؟ مى‌شه بیاى و به دختر جُونت بگى غذاشو بخوره؟ روزنامه را به کنارى انداختم و به سوى آنها رفتم. تنها دخترم «آوا»، به نظر وحشت‌زده مى‌آمد. اشک در چشم‌هایش جمع شده بود. ظرفى پر ...

ادامه مطلب »
bigtheme