خانه / روانشناسی (برگه 20)

روانشناسی

ویدئوی هفته! کارگروهی-تاثیرگذار

ممنونم از اون آدمی که وقتی وارد کارگروهی میشن به منافع همه اعضاء تیم فک میکنن نه خودشون تنها.

ادامه مطلب »

ﺗﻮ ﻛﺰ ﻣﺤﻨﺖ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺑﻲ ﻏﻤﻲ

ﻣﻌﻠﻢ ﺍﺳﻢ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﻛﺮد  ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﭘﺎﻱ ﺗﺨﺘﻪ ﺭﻓﺖ ، ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺖ: ﺷﻌﺮ ﺑﻨﻲ ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺩﺍﻧﺶﺁﻣﻮﺯ ﺷﺮﻭﻉ ﻛﺮد : ﺑنی ﺁﺩﻡ ﺍﻋﻀﺎﻱ ﻳک پیکرﻧد  ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻓﺮﻳﻨﺶ ﺯ ﻳﻚ ﮔﻮﻫﺮﻧﺪ  ﭼﻮ ﻋﻀﻮﻱ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭ  ﺩﮔﺮ ﻋﻀﻮﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻗﺮﺍﺭ  ﺑﻪ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻛﻪ ﺭﺳﻴﺪ ...

ادامه مطلب »

زن شکاک به شوهرش !

زنه ديروقت به خونه رسيد آهسته كليد رو انداخت و درو باز كرد و يكسر به اتاق خواب سر زد ناگهان بجاي يك جفت پا دو جفت پا داخل رختخواب ديد بلافاصله رفت و چوب گلف شوهرش رو برداشت و تا جايي كه ميخوردند ان دو را با چوب گلف ...

ادامه مطلب »

دیدن این ویدیوی فوق العاده را از دست ندهید.

ادامه مطلب »

سعی کنیم خوشبخت ترین "نباشیم" !

از همین امروز ، وقتی بچه هایمان به مدرسه می روند ،به ایشان می گوییم :  عزیزم ! من نمی خواهم تو بهترین باشی ، فقط می خواهم تو خوشحال و خوشبخت باشی . اصلا مهم نیست که همیشه نمره ی ۲۰ بگیری ،جای ۲۰ می توانی ۱۶ بگیری اما ...

ادامه مطلب »

مرزبانانی که با پوتین های برادرشان بازگشتند…

روزهای اول فروردین ۹۳ بود که بعد از چند روز در راه بودن بالاخره به شیراز رسیدیم … مجالی شد تا لپ تاپم رو باز کرده و task های مربوطه رو انجام بدم و سری به فیس بوکم بزنم … با خبری که دیدم “یکی از مرزبانان به شهادت رسیده” ...

ادامه مطلب »

اقلیتی که قربانی اکثریت می شود…

گروهی از بچه ها در نزدیکی دو ریل راه آهن، مشغول به بازی کردن بودند. یکی از این دو ریل قابل استفاده بود ولی آن دیگری غیرقابل استفاده. تنها یکی از بچه ها روی ریل خراب شروع به بازی کرد و پس از مدتی روی همان ریل غیرقابل استفاده خوابش ...

ادامه مطلب »

حاجی فیروز !

کودکی به پدرش گفت: «پدر، دیروز سر چهارراه حاجی فیروز را دیدم بیچاره! چه اداهایی از خودش در می آورد تا مردم به او پول بدهند،ولی پدر ، من خیلی از او خوشم آمد ، نه به خاطر اینکه ادا در می آورد و می رقصید ، به خاطر اینکه ...

ادامه مطلب »

و نوروز ۹۳ نیز فرا رسید – کارت تبریک شما

سال ۹۲ هم با همه خوبی ها و بدی هاش تموم شد( یا داره تموم میشه !) … همیشه مغلوب زمان بودیم و نوروز رسیدنی این احساس محسوس تر میشه ! ولی به قول یه بزرگی که همیشه میگفت ، نگین یه سال از عمرم کم شد ، بگین یه ...

ادامه مطلب »

زندگی و باد کنک ها

  در سمیناری به حضار گفته شد اسم خود را روی بادکنکی بنویسید. همه اینکارو انجام دادند و تمام بادکنک ها درون اتاقی دیگر قرار داده شد. اعلام شد که هر کس بادکنک خود را ظرف ۵ دقیقه پیدا کند. همه به سمت اتاق مذکور رفتند و با شتاب و ...

ادامه مطلب »
bigtheme