خانه / آرشیو نویسنده: سعید جنگ جوی (برگه 20)

آرشیو نویسنده: سعید جنگ جوی

من سعید جنگ جوی هستم و برخلاف نامم صلح جو و صلح طلب هستم از آنجایی که مهندسی آی تی خوندم و از طرفی به روانشناسی علاقه دارم این دو علاقه به هم پیوسته و این سایت موفقیت رو بوجود آورده است. شاد و خندون باشید ;)

هر سکوتی نشان ضعف نیست

ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﯽ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ : ﯾﮑﯽ ﺍﺯﺩﮐﺘﺮﻫﺎﯼ ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ ﻣﺎﮐﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﻫﻢ ﺑﻮﺩﻩ، ﺳﺎﻋﺖ ﺩﺧﺘﺮﺍﻧﻪ ﺩﺳﺘﺶ ﺑﻮﺩ ﻭﻣﺎﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﯽ ﺧﻨﺪﯾﺪﻡ !… . . . ﺗﺎﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺮﺍﻣﻮﻥ ﻣﺸﺨﺺ ﺷﺪ ﺍﻭﻥ ﺳﺎﻋﺖ ﺗﻨﻬﺎﺩﺧﺘﺮﺵ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺍﻭﻧﻮ ﺍﺯﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ.. ﺩﻟﻬﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭﺩﻣﯿﮑﺸﺪ،ﺍﻣﺎﺩﻡ ﻧﻤﯿﺰﻧﺪ .. ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺳﮑﻮﺕ ،ﺩﻟﯿﻞ ﺑﺮﻋﺪﻡ ﻗﺪﺭﺕ ﺷﺨﺺ ﺑﺮﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻧﺶ ...

ادامه مطلب »

من دست تو را نميگيرم تو دست مرا بگير !

دختري با پدرش میخواستند از یک پل چوبي رد شوند. پدر رو به دختر گفت: دخترم دست من را بگير تا از پل رد شويم.  دختر رو به پدر كرد و گفت: من دست تو را نميگيرم تو دست مرا بگير.  پدر گفت: چرا؟ چه فرقي ميكند؟ مهم اين است ...

ادامه مطلب »

این روزها در قحطی دوست

شبی که باران شدیدی میبارید پرویز شاپور از احمد شاملو پرسید : چرا اینقدر عجله داری ؟ شاملو گفت : می ترسم به آخرین اتوبوس نرسم . شاپور گفت : من میرسونمت . شاملو پرسید : مگه ماشین داری؟ شاپور گفت : نه اما چتر دارم.دوست واقعی کسی است که ...

ادامه مطلب »

تفاوت دیدها

رابرت داینس زو- قهرمان مشهور ورزش گلف آرژانتین زمانی در یک مسابقه موفق شد مبلغ زیادی پول برنده شود. در پایان مراسم و پس از گرفتن جایزه زنی بسوی او دوید و با تضرع و زاری از او خواست تا پولی به او بدهد تا بتواند کودک بیمارش را از ...

ادامه مطلب »

مردی که بدون اکسیژن زنده ماند!

  مردی، شبی را در خانه‌ای روستایی می‌گذراند و پنجره‌های اتاق باز نمی‌شد. نیمه شب احساس خفقان کرد و در تاریکی به سوی پنجره رفت. نمی‌توانست آن را باز کند. با مشت به شیشه‌ی پنجره کوبید و هجوم هوای تازه را احساس کرد و سراسر شب را راحت خوابید. صبح ...

ادامه مطلب »

گمان می کنیم از آنچه که هستیم بزرگیم !

  روزي خروشچف، نخست وزير سابق شوروي، از خياط مخصوصش خواست تا از قواره پارچه اي كه آورده بود، براي او يك دست كت و شلوار بدوزد. خياط بعد از اندازه گيري ابعاد بدن خروشچف گفت كه اندازه پارچه كافي نيست. خروشچف پارچه را پس گرفت و در سفري كه ...

ادامه مطلب »

یکی از دوستام و زنش !

یکی از دوستام و خانمش میخواستن از هم جدا بشنیه روز تو یه مهمونی بودیم ازش پرسیدم خانومت چه مشکلی داره که میخوای طلاقش بدی؟گفت : یه مرد هیچ وقت عیب زنشو به کسی نمی گه….بعد از چند ماه از هم جدا شدن و سالِ بعدش خانومش با یکی دیگه ...

ادامه مطلب »

مردی تنها در سردخانه

  ﻣﺮﺩﯼ ﺩﺭ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺗﻮﺯﯾﻊ ﮔﻮﺷﺖ ﮐﺎﺭ ﻣﯽ‌ﮐﺮﺩ. ﯾﮏ ﺭﻭﺯ که به تنهایی ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺮﮐﺸﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺭفته بود در ﺳﺮﺩﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﺘﻪ ﺷﺪ ﻭ او ﺩﺭ ﺩﺍﺧﻞ سردخانه گیر افتاد. آخر وقت کاری بود. ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺟﯿﻎ ﺩﺍﺩ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺑﻠﮑﻪ ﮐﺴﯽ ﺻﺪﺍﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﺸﻨﻮﺩ ﻭ ﻧﺠﺎﺗﺶ ...

ادامه مطلب »

حرف مفت نزن!

اصطلاح حرف مفت زدن داستانی دارد که خالی از لطف نیست! در زمان ناصرالدین شاه اولین تلگرافخانه تاسیس شد اما مردم استقبالی نکردند  وکسی باور نداشت پیامش با سیم به شهر دیگری برود. به ناصرالدین شاه گفتند  تلگرافخانه بی مشتری مانده و کارمندانش آنجا بیکار نشسته اند. دستور داد به  ...

ادامه مطلب »

کشف یک اشتباه در قرآن!

تعدادی از دانشمندان جمع شدند تا با تحقیق در متن قرآن ؛ خطا و اشتباهی در آن بیابند و به این ترتیب قرآن را رد کنند!!!! لذا بسیار در متن قرآن و کلمات آن دقت کردند تا اینکه به این آیه رسیدند که در مورد داستان حضرت سلیمان است که ...

ادامه مطلب »
bigtheme