خانه / اندر حکایات / چیزی از شما به روی زمین افتاده است

چیزی از شما به روی زمین افتاده است

جوانی با دوچرخه اش به مرد میانسال عصا به دستی برخوردکرد,
پسرک به جای اینکه ازاو عذرخواهی کند و کمکش کند تا از جایش بلندشود،
شروع به خندیدن و مسخره کردن او نمود؛
و راهش راکشید و رفت؛ 
مرد میانسال صدایش زد و گفت: چیزی از شما به روی زمین افتاده است.
جوان به سرعت برگشت و شروع به جستجو نمود؛
مرد میانسال به اوگفت:
زیاد نگرد؛
مروت و مردانگی ات به زمین افتاده و هرگز آنرا نخواهی یافت؛
زندگی اگر خالی از ادب , احساس , احترام به بزرگترها و اخلاق باشد، هیچ ارزشی نخواهد داشت.

لینک کوتاه مطلب :

درباره سعید جنگ جوی

من سعید جنگ جوی هستم و برخلاف نامم صلح جو و صلح طلب هستم از آنجایی که مهندسی آی تی خوندم و از طرفی به روانشناسی علاقه دارم این دو علاقه به هم پیوسته و این سایت موفقیت رو بوجود آورده است. شاد و خندون باشید ;)

4 دیدگاه

  1. باور کنید با چشمای خودم دیدم وای که چقدر غم انگیز و تلخه ؛ آدم از دیدن این صحنه ها دلش به درد میاد این روزا مروت و مردونگی دیگه معنی نداره واقعا که به زمین افتاده … تو دوره و زمونه ای که به مادیات و تجملات و ظاهر امور بیشتر از ارزش ها و اخلاقیات توجه میشه بیشتر از این هم انتظار نمیره عزیز دل :(((

  2. خيلي قشنگ بود تحت تأثير قرار گرفتم زندگي با همين مردونگي مروت محبت خلاصه در يک کلام با انسانيت معنا پيدت ميکنه و ارزشمند ميشه

  3. احسنت,عالی مثل همیشه
    همه درک وشعورمردانگی رو ندارند,ای کاش به جای جمع کردن مدارک آموزشی به بچه ها…مدرک جوانمردی وبزرگی بود…
    به امیداین روز,أمین

  4. ای کاش درکنارمدرک اموزشی ,مدرک اخلاق میداند,اخلاقی که درونی شده باشد,بادرک وفهم خودفردباشد.نه با حفظ کردن متون ومقطع بودن ان,که فقط برای گرفتن مدرک باشد.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

 

bigtheme