خانه / اندر حکایات / تا زانوی من، نه زانوی تو !

تا زانوی من، نه زانوی تو !

روباهی از شتری پرسید «عمق این رودخانه چه اندازه است؟» 

شتر جواب داد: «تا زانو.»

ولی وقتی روباه توی رودخانه پرید، آب از سرش هم گذشت و همین طور که دست و پا می‌زد به شتر گفت: «تو که گفتی تا زانو!»

شتر جواب داد: «بله، تا زانوی من، نه زانوی تو.»

هنگامی که از کسی مشورت می‌گیریم یا راهنمایی می‌خواهیم باید شرایط طرف مقابل و خودمان را هم در نظر بگیریم. لزوما” هر تجربه‌ای که دیگران دارند برای ما مناسب نیست…

لینک کوتاه مطلب :

درباره سعید جنگ جوی

من سعید جنگ جوی هستم و برخلاف نامم صلح جو و صلح طلب هستم از آنجایی که مهندسی آی تی خوندم و از طرفی به روانشناسی علاقه دارم این دو علاقه به هم پیوسته و این سایت موفقیت رو بوجود آورده است. شاد و خندون باشید ;)

1 دیدگاه

  1. تامل برانگیز بود اما برای مشورت طرف خیلی مهمه گاهی طرف از شرایطت کاملا اگاه اما بدون اندیشه نباید پذیرفت چون هیچ کس بهتر خوده آدم نمیتونه شرایطشو درک کنه

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

 

bigtheme