پست های اخیر

((کامیون حمل زباله))

  ((کامیون حمل زباله)) ارسالی از دوستان: روزی من با یک تاکسی به فرودگاه می رفتم. ما داشتیم در خط عبوری صحیح رانندگی می کردیم که ناگهان یک ماشین درست در جلوی ما از جای پارک بیرون پرید. راننده تاکسی ام محکم ترمز گرفت. ماشین سر خورد، و دقیقاً به ...

ادامه نوشته »

قانون باورها

  قانون باورهادانشمندان برای بررسی تعیین میزان قدرت باورها بر کیفیت زندگی انسان ها آزمایشی را در دانشگاه هاروارد انجام دادند. ۸۰ پیرمرد و ۸۰ پیرزن را انتخاب کردند. یک شهرک را به دور از هیاهو برابر با ۴۰ سال پیش ساختند. غذاهای ۴۰ سال پیش در این شهرک پخته ...

ادامه نوشته »

داستان پیرمرد- روانشناسی جالب نوجوانان

داستان پیرمرد- روانشناسی جالب نوجوانان یک پیرمرد بازنشسته، خانه جدیدی در نزدیکی یک دبیرستان خرید. یکی دو هفته اول همه چیز به خوبی و در آرامش پیش می رفت تا این که مدرسه ها باز شد. در اولین روز مدرسه، پس از تعطیلی کلاسها سه تا پسربچه در خیابان راه ...

ادامه نوشته »

چه کسی مانع پیشرفت شماست؟

چه کسی مانع پیشرفت شماست؟  یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:  «دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار ...

ادامه نوشته »

خدایا شکر…

روزی مردی خواب عجیبی دید،خواب دید که رفته پیش فرشته ها و به کارهای آن ها نگاه می کند. هنگام  ورود دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند باز می کنند و آن ...

ادامه نوشته »

دل های دور…دل های نزدیک

دل های نزدیک، دل های دور استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیمداد می‌زنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلندمی‌کنند و سر هم داد می‌کشند؟ شاگردان فکرىکردند و یکى از آن‌ها گفت:  چون درآن لحظه، آرامش و خونسردیمان را ازدست می‌دهیم. استاد پرسید:این که آرامشمان ...

ادامه نوشته »

دو داستان خوب…

لباسهای کثیف همسایه زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبا‌ب‌ کشی کردند.روز بعد، ضمن صرف صبحانه، زن متوجه شد که همسایه‌اش در حال آویزان کردن رخت‌های شسته است و گفت: «لباسها چندان تمیز نیست. انگار نمی داند چه طور لباس بشوید. احتمالا باید پودر لباس‌ شویی بهتری بخرد.»همسرش نگاهی ...

ادامه نوشته »

چهارشنبه سوری در ایران و در سیس!

چهارشنبه سوری در ایران و در سیس! یکی از آئینهای سالانه ایرانیان چهارشنبه سوری یا به عبارتی دیگر چارشنبه سوری است. ایرانیان آخرین سه شنبه سال خورشیدی را با بر افروختن آتش و پریدن از روی آن به استقبال نوروز می روند. مردم در این روز برای دفع شر و بلا ...

ادامه نوشته »

داستان جالب اطلاعات لطفا!!!

داستان جالب اطلاعات لطفا( خیلی جالب!) خیلی کوچک بودم، اولین خانواده ای که در محلمان تلفن خرید ما بودیم.هنوز جعبه قدیمی و گوشی سیاه و براق تلفن که به دیوار وصل شده بود به خوبی در خاطرم مانده. قد من کوتاه بود و دستم به تلفن نمی رسید؛ ولی هر ...

ادامه نوشته »

ارزش دوست…

      غزلبانوی چشم آبی گیسو زردم بی تو در غربت پاییز پریشانگردم                                    من همان کولی آواره چشمان توام                                    که به آنسوی نگاه تو سفر می کردم حتم دارم که تو از طایفه خورشیدی من ولی شبزده ام  سایه پرستم سردم                                    لحظه ای در بگشا دلنگرانم… دیر ...

ادامه نوشته »