نوشته های اخیر

نام من کریم و نام تو کریم و خدا هم کریم !

درویشی تهی‌‌ دست از کنار باغ کریم خان زند عبور می‌کرد . چشمش به شاه افتاد و با دست اشاره‌ای به او کرد . کریم خان دستور داد درویش را به داخل باغ آوردند .کریم خان گفت : این اشاره‌ ...

ادامه مطلب »

چگونه در این کوچه کسب روزی میکنی؟

از کاسبی پرسیدند: چگونه در این کوچه پرت و بی عابر کسب روزی میکنی؟  گفت:آن خدایی که فرشته مرگش ، مرا در هر سوراخی که باشم پیدا میکند، چگونه فرشتگان روزی اش مرا گم میکنند….

ادامه مطلب »

من فرزند دو نفر هستم !

در را زد و و وارد اتاق شد. مدير يکی از بخشهای ديگر مؤسسه بود. يک فرم استخدامی پر شده دستش بود و بعد از حال و احوال مختصری٬ فرم را داد دست من و گفت: “نگاه کن، اين چه ...

ادامه مطلب »

معرفی کتاب برای علاقمندان به ادبیات و شعر

مجموعه شعر : من نهنگ  چشمان توام شاعر: فریدا جلالی انتشارات : تهران ـ  هزاره ققنوس مدیریت: رضا حاج آبادی تلفن تماس: ۰۹۱۲۵۱۱۰۷۲۸ دفتر:۸۸۳۱۷۸۳۲ آدرس: تهران ـ خیابان انقلاب ـ بین مترو فردوسی و  دروازه دولت ـ خیابان رامسر ـ ...

ادامه مطلب »

مردی که دارایی اش دو گوسفند بود!

از حاتم پرسیدند بخشنده تر از خود دیده ای. گفت آری مردی که دارایی اش تنها دو گوسفند بود. یکی را شب برایم ذبح کرد. از طعم جگرش تعریف کردم. صبح فردا جگر گوسفند دوم را نیز برایم کباب کرد. ...

ادامه مطلب »

عکس نوشته ها

کوتاه اما عمیق – ۶۵

کوتاه اما عمیق – ۶۴

کوتاه اما عمیق – ۶۲

کوتاه اما عمیق – ۶۱

کوتاه اما عمیق – ۶۰

کوتاه اما عمیق – ۵۹

کوتاه اما عمیق – ۵۸

کوتاه اما عمیق – ۵۷

کوتاه اما عمیق – ۵۶

کوتاه اما عمیق – ۵۵

کوتاه اما عمیق – ۵۴

ویدئو های خوشمزه