خانه / دل نوشته (صفحه 3)

دل نوشته

فرصت هایی که میگذرند! و چراغ قرمز !

  چند وقتیه که پشت چراغ قرمز وایسادنی به اطرافم نگاهی میندازم !! همه جوش می زنن تا این ۳۰ ثانیه یا ۶۰ ثانیه یا …. ثانیه تموم شه و کل انرژی بدنشون رو به پای راستشون انتقال بدن و از اون هم به پدال منتقل بشه و اونم به ...

ادامه نوشته »

من را هم بغل کنید

  چند لحظه پیش یه خبری رو دیدم که واقعا منو بهم ریخت … بدجور تحت تاثیر قرار گرفتم … و دیگه نتونستم کاری رو که انجام میدادم ادامه بدم … نمی دونم گناه این فرشته ها چیه …درگیر شدم این کودکان همه مبتلا به ویروس ایدز هستند. بخاطر پدر ...

ادامه نوشته »

حرف های ناگفته

با آدم ضعیف تر از خودتون تا حالا پینگ پونگ بازی کرده اید؟ منظورم اینایی هستن که تازه راکت بدست شده اند و چند ساعتی مربی داشته اند و تازه از استایل والیبال اومده اند تو تنیس روی میز (با راکت اسبک میزنند) خیلی عجیبه که اینها چون بد بازی میکنند ...

ادامه نوشته »

ساحل گیسوم …

سلام دوستان، الان ساعت دوازده و نیم شب هست و من کنار دریا (ساحل گیسوم شمال) نشستم و دارم این پست رو مینویسم … چند وقتی بود درگیر مسائل زلزله و … بودیم و گفتیم یه تنوعی ایجاد کنیم و حال هوای خودمون رو عوض کنیم … جای همه دوستان ...

ادامه نوشته »

بهترین تصویری که در روستا دیدم !

ما پریروز از طرف شهرداری به مناطق زلزله زده رفته بودیم و چند ماشین بزرگ (کمپرسی، بیل مکانیکی و …) از منطقه شبستر به مناطق زلزله زده مسئولیت بردن و تثبیت کردن اونا در منطقه به عهده شهرداری بود. بعد از اینکه به ورزقان رسیدیم و هماهنگی های لازم انجام ...

ادامه نوشته »

پیرمرد آلبالو فروش

چند هفته پیش (چند روز مونده به ماه رمضون) ، رفته بودیم باغ که موقع ناهار من رفتم از چشمه آب پر کنم و یه آبی به سر رو صورتم بزنم ! دیدم یه مرد میانسال با موهای ژولیده و لباس های کهنه نشسته اونجا ! گفتم چه خبر حاجی، ...

ادامه نوشته »

زیبایی …

لازم است گاهی از مسجد ، کلیسا و … بیرون بیایی وببینی پشت سر اعتقادت چه میبینی ترس یا حقیقت ؟!   لازم است گاهی از ساختمان اداره بیرون بیایی ، فکر کنیکه چه‌قدر شبیه آرزوهای نوجوانیت است ؟   لازم است گاهی درختی ، گلی را آب بدهی ، حیوانی را نوازش کنی ...

ادامه نوشته »

جدایی نادر از سیمین !؟

دیگه به خدا از هرچی نادر و قادر و از هرچی سیمین و مهین حالم به هم میخوره ! بابا آخه این مگه چی داشت که دیگه ول کنش نیستین !؟ به چه زبونی بگم ۱۰۰۰۰تا فیلم خیلی پرمعنی و مفهوم تر از این داریم که صداشون به هیچ جا ...

ادامه نوشته »

وقتی یقین داریم …

یه چند روزی بود که خیلی درگیر بودم … فکرمو خیلی چیزای ریز و درشت مشغول کرده بود …از جلوی یه مغازه فکر کنم خوش نویسی بود تو تبریز رد میشدم یه جمله ای دیدم تموم دغدغه هام و خستگیهامو در کرد !!بگذار روزگار هرچقدر میخواهد پیله کند، چه باک، ...

ادامه نوشته »