خانه / دردنوشته

دردنوشته

آیا خرید نکنیم تا دیگه نفروشن ؟! کودکان کار

۱۱ سالشه… می‌گفت ۵ ماهه از افغانستان اومده ایران.. می‌گفت توی منطقه‌ی خودشون کار نیست برای همین مجبورن بیان ایران. ازش پرسیدم مدرسه می‌ری؟ گفت نه. وقت ندارم. از صبح تا ۱۱ شب کار می‌کنم و وقت مدرسه رفتن ندارم. تازه مدرسه‌ها هم ثبت‌نام نمی‌کنن. نمی‌دونم در جریان قانون تازه ...

ادامه نوشته »

دیگر گرما اذیتم نمی کرد

داشتم از گرما می مُردم. به راننده گفتم دارم از گرما می میرم. راننده که پیر بود گفت: «این گرما کسی رو نمیکشه.» گفتم: «جالبه ها، الان داریم از گرما کباب می شیم، شش ماه دیگه از سرما سگ لرز می زنیم.» راننده نگاهم کرد. کمی بعد گفت: «من دیگه ...

ادامه نوشته »

هر کسی نمیتونه آدم باشه !

ﻋﮑﺎﺱ: ﻣﯿﺘﻮﻧﻢ ﺍﺯﺕ ﯾﻪ ﻋﮑﺲ ﺑﮕﯿﺮﻡ؟ ﭘﺴﺮ: ﮐﻪ ﭼﯽ ﺑﺸﻪ؟ ﻋﮑﺎﺱ: ﮐﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺒﯿﻨﻦ ﺑﺎ ﭼﻪ ﺭﻧﺠﯽ ﺑﺮﺍﺩﺭﺗﻮ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﺳﺮﻣﺎ ﺭﻭ ﮐﻮﻟﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﯽ ﭘﺴﺮ: ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﻬﻢ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﯽ؟ ﻋﮑﺎﺱ: ﭼﻪ ﮐﻤﮑﯽ؟ ﭘﺴﺮ: ﮐﻤﺮﻡ ﺩﺭﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ . ﻣﯿﺘﻮﻧﯽ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻋﮑﺲ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺑﺮﺍﺩﺭﻣﻮ ﺗﺎ ﺧﻮﻧﻪ ﺳﻮﺍﺭ ﻣﺎﺷﯿﻨﺖ ﮐﻨﯽ؟ ﻋﮑﺎﺱ: ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ...

ادامه نوشته »

درد نوشته: شبکه های اجتماعی ؟ خوب یا بد ؟

اخیرا از دست شبکه های اجتماعی گفت و گو خیلی شاکی شده بودم حالا دلایلش بماند تا این که منو در گروههایی در تلگرام عضو کردن و افرادی رو دیدم که واقعا دید و فرهنگ متفاوتی در مورد فعالیت در شبکه ها داشتن رو دیدم و متوجه شدم من در ...

ادامه نوشته »

دختر خوشگل:ﺍﮔﻪ ۵۰۰ ﺗﻮﻣﻦ ﺑﺪﯼ ﻣﻘﻨﻌﻤﻮ ﻫﻢ باز می کنم !

تو ﺷﻬﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﯾﻬﻮ ﯾﻪ دختر خوشگل ﮐﻮﭼﻮﻟﻮ ﺍﻭﻣﺪ …! ﮔﻔﺖ : ﺁﻗﺎ … ﺁﻗﺎ .. ﺗﻮ ﺭﻭ ﺧﺪﺍ ﯾﻪ ﻟﻮﺍﺷﮏ ﺍﺯﻡ ﺑﺨﺮ !! ﻧﮕﺎﺵ ﮐﺮﺩﻡ … ﭼﺸﻤﺎﺷﻮ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺷﺘﻢ … ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮔﻔﺖ ﺁﻗﺎ … ﺍﮔﻪ ۴ ﺗﺎ ﺑﺨﺮﯼ ﺗﺨﻔﯿﻒ ﻫﻢ ﺑﻬﺖ ﻣﯿﺪﻡ ……!! ﺑﻬﺶ ﮔﻔﺘﻢ ﺍﺳﻤﺖ ﭼﯿﻪ ؟ ﮐﻼﺱ ﭼﻨﺪﻣﯽ ...

ادامه نوشته »

من فرزند دو نفر هستم !

در را زد و و وارد اتاق شد. مدیر یکی از بخشهای دیگر مؤسسه بود. یک فرم استخدامی پر شده دستش بود و بعد از حال و احوال مختصری٬ فرم را داد دست من و گفت: “نگاه کن، این چه جالبه!”. کمی بالا و پایین فرم را ورانداز کردم. به ...

ادامه نوشته »

چرا معتاد به مواد مخدر نشویم !؟ چه عیبی داره خوب !؟

هر آخر هفته که برمیگیردم شهرستان می بینم یکی از دوستان به جمع معتادان اضافه شده ! وقتی کمی باهم در این مورد حرف میزنیم می بینم در این خیال هست که تفریحی میزند و کنترل مصرف در دست خودش هست ! و این قصه چقدر آشناست چون چندین سال پیش ...

ادامه نوشته »

ایده زندان انفرادی

ﻫﺮﮐﺲ ﮐﻪ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﺯﻧﺪﺍﻥ ﺍﻧﻔﺮﺍﺩﯼ ﺑﻪ ﮐﻠﻪ ﺍﺵ ﺯﺩﻩ ﺁﺩﻡ ﺟﺎﻟﺒﯽ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺧﻮﺏ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﭼﻄﻮﺭ ﺑﺎ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﺪ ﯾﻌﻨﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﺗﺮ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﯾﻢ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺁﺩﻡ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺩﺷﻤﻦ ﺧﻮﺩﺵ ﺍﺳﺖ، ﻻﺯﻡ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﺰﻧﻨﺪ ﯾﺎ ﺯﯾﺮ ﺷﮑﻨﺠﻪ ﻟﺖ ﻭ ﭘﺎﺭﺵ ﮐﻨﻨﺪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ...

ادامه نوشته »

تا وقتی مرگ ما را از هم جدا کند هر روز صبح بغلت می‌کنم!

وقتی آن شب از سر کار به خانه برگشتم، همسرم داشت غذا را آماده می‌کرد، دست او را گرفتم و گفتم، باید چیزی را به تو بگویم. او نشست و به آرامی مشغول غذا خوردن شد. غم و ناراحتی توی چشمانش را خوب می‌دیدم. یکدفعه نفهمیدم چطور دهانم را باز ...

ادامه نوشته »