خانه / اندر حکایات / نهار خوردن با جزامیان !
لینک کوتاه مقاله : 

نهار خوردن با جزامیان !

حسین بن منصور حلاج را درظهر ماه صیام از کوی جذامیان گذر افتاد.جذامیان به ناهار مشغول بودند و به حلاج تعارف کردند.حلاج برسفره آن ها نشست و چند لقمه بردهان برد.جذامیان گفتند :

دیگران بر سفره ما نمی نشینند و از ما می ترسند.

حلاج گفت: آن ها روزه اند و برخاست.

غروب هنگام افطار حلاج گفت:

خدایا روزه مرا قبول بفرما.

شاگردان گفتند: استاد ما دیدیم که تو روزه شکستی.

حلاج گفت: ما مهمان خدا بودیم. روزه شکستیم,اما دل نشکستیم.

مراقب باشیم دل نشکنیم

http://www.kandohost.com/

درباره ی سعید جنگجوی

من سعید جنگ جو هستم و علاقمند به روانشناسی و از طرفی علاقمند به فناوری اطلاعات و این دو علاقه باهم جمع شده و وب موفقیت رو بوجود آورده ! برخلاف نام،صلح جو هستم ! امیدوارم وب موفقیت لحظات خوبی رو براتون رقم بزنه...

۸ دیدگاه

  1. بسیار زیبا امیدوارم انقدر معرفت وباور پیدا کنیم که هرگز دلی نشکنیم

  2. اقا سعید چرا پیامک برای برادرم نرفت؟

  3. :mean: سلام سعیدجان
    عزتی هستم دوران دانشگاه یادش بخیر و خیلی بهت زحمت دادم تو بهترینی سعید جان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.