خانه / خارج از گود - فناوری اطلاعات / خیزی به فیلم جدید فرهادی و نقد از نگاه یک فیلمباز از نوع متوسط + دانلود فیلم فروشنده

خیزی به فیلم جدید فرهادی و نقد از نگاه یک فیلمباز از نوع متوسط + دانلود فیلم فروشنده

با سلام خدمت دوستان عزیز موفقیت و باز هم با پستی همراه شما هستیم که خارج از گود “موفقیت برای تو” محسوب میشه ولی خوب اونقدرا هم که فکر کنید خارج از گود نیست 😉

 

چند هفته پیش بود که یکی از دوستان باهام تماس گرفت که بریم برای دیدن فیلم فروشنده و چندین بار هم سعی بر تماشای فیلم داشتیم ولی قسمت نشده بود و اون روز برنامه هامون رو ردیف کردیم و در یک سینمای ساکت نشستیم به پای فیلم پر سر صدای فروشنده !

خب حالا تا نرفتیم سر بحث اینکه چند تا تخمه شکوندیم و کجا نشسته بودیم و ازین حرفا ، وارد بحث اصلی بشیم .

فیلم فروشنده هم مانند دیگر فیلم های فرهادی پر از هیجان و دلشوره و افزاینده ضربان قلب است ولی به نظر من تفاوت این اثر فرهادی از نوع “غیر قابل پیش بینی بودن ” و یا حتی “گمراه کننده در مورد حدس زدن” خیلی حرفه ای تر از فیلم های قبلی اش هست.

البته لازم به ذکر است که همونطور که در عنوان نوشتم من یک نقد کننده یا متنقد فیلم نیستم و بنده به عنوان یک تماشاگر فیلم از نوع معمولی، دید خودم رو بیان میکنم که دید اکثر قشر جامعه همینطور هست پس ادامه میدیم :

مواردی که خیلی برام عجیب بودن در این فیلم که از نظر من ارزش و تاثیر فیلم کاهش میداد :

  • بازکردن در بدون چک کردن اینکه چه کسی پشت در هست :

    ما هممون به این نکته آگاه هستیم (حتی کسانی که در محیط های کوچک زندگی میکنند ) که اول باید شخصی که پشت در هست رو شناسایی کرده و بعد اقدام به باز کردن در کنیم ! (انقد مساله پیش پا افتاده اس که خودمم یجوری شدم نوشتنی! :دی ) ایتز سیمپل ! و حالا ما با خانواده ای دو نفره طرفیم که بخاطر عدم امنیت جانی از ساختمان خودشون که رو به تخریب هست به ساختمان دیگر در منطقه ای دیگر تغییر مکان داده اند ! و رعایت نکته بالا از اهمیت خیلی بیشتری برخوردار شده است چرا که منطقه کاملا ناشناس می باشد، همسایه ها هنوز معنی همسایه به خود نگرفته اند ، روزانه در شهری به نام تهران صدها دزدی و جرم و … اتفاق میوفتد و … . و در این حالت خانم بازیگر تئاتر که زن آقای معلم هم هست (هردو دارای شغلی هستند که به مسائل روز آگاهند) در شرف رفتن به دوش گرفتن ، در را بدون چک کردن فرد پشت دری باز کرده و حتی در خانه را نیز باز کرده و حتی در حمام را نیز باز می گذارد و به دوش گرفتن می پردازد!

 

  • یافتن کلید های یک ماشین بعد از حادثه در خانه و پیدا کردن خود ماشین با روش آزمون و خطا ! :

    حالا کار ندارم که در کوچه هایی که ماشین روی ماشین پارک میکنه با چند تا آزمون و خطا ماشین مورد نظر رو پیدا میکنه، ولی خوب پیدا کرد حالا ، دیگه چرا برش میداری میاری پارکینگ خونت ؟!؟!؟ نه واقعا هدف از این کار چی میتونه باشه !؟ الان هم که همه میدونن هر وسیله نقلیه ای که دارای پلاک باشه با یه تلفن میشه از پلاک استعلام گرفت و دودمان صاحب وسیله بدست آورد. ولی در این فیلم میبینیم که خود ماشین رو یک دبیر میاره به پارکینگ خونش و ازش نگهداری میکنه به چه هدفی معلوم نیست.

 

  • پیدا کردن یک مدرک جرم از مجرم که خیلی ارزشش بالاتر از ماشین هست ولی انداختن ان در زباله دان !

    شهاب حسینی در حال مرتب سازی خانه هست و یک جوراب مردانه را میبیند که نشان دهنده فرار آن مجرم بوده که بخاطر زخمی شدن پایش جوراب رو درورده و یادش رفته گذاشته اونجا فرار کرده، این یک مدرک مهمی میتونه به حساب بیاد در مقایسه با ماشین ! ولی با چشمانی گرد شده میبینیم که شهاب حسینی جوراب رو برداشت و انداخت سطل آشغال ! هرچی هم باشه نگهداری یه جوراب از نگهداری یه ماشین در پارکینگ آسون تر و بی سرو صدا تر هست و حتی شاید بتونه مدرک مهم تری از ماشین هم به حساب بیاد !

  • پاک کردن تمامی اثرات جرم و خون های چکیده شده در پله ها :

    دراین قسمت میبینیم که همون بازیگر به پاکسازی خونه اکتفا نکرده و حتی راه پله هارو هم که قطره های خون مجرم روشون چکیده رو از اثرات جرم پاک میکنه و اینجا آدم دیگه خیلی حرصش میگیره ! این قسمت های فیلم ایجاد دوگانگی فکری در مخاطب ایجاد میکنه، در اول که ماشین رو آورد پارکینگ خودمون رو توجیه کردیم که خب ایشون خانومشون مورد سوقصد قرار گرفته و ایشون هم احساسی شده و این عمل رو انجام داده و گفته مثلا محکم کاری میکنه ولی در این یکی قسمت ها میبینیم هرچی اثر جرم وجود داره از بین میبره .

  • یک مساله همیشگی که دیگه در فیلم های ایرانی جا باز کرده ، به تصویر کشیدن شخصیت توسط لهجه های اقلیتی :

    در قسمتی که عماد (شهاب حسینی) وارد مغازه نان باگت میشه صاحب کار با کارگراش ترکی صحبت میکنه و این فیلم هم برای نمایش تفاضل فرهنگی و مالی و … دست به دامن استفاده از نژاد و زبان شده است و با این ترفند کاربر رو متقاعد میکنه که یک فارس نمیتونه کارگر باشه و همیشه کارگر هارو افرادی با لهجه های ترکی، افغانی ، جنوبی و … به نمایش می کشد. ( ما قصد نداریم به یک شغل که ممکنه کارگری یا هرچیزی باشه اهانت بشه و خیلی هامون هم دوران کارگری رو در بازه ای زندگیمون تجربه کردیم و به هرحال یک شغل هست و شغل هم هرچی باشه شریف هست ، هدف اعتراض به استفاده ابزاری از شغل و زبان و نژاد و … هست)

  • خونسردی کامل در زمانی که یک انسان با رفتار طبیعی نمیتواند خونسردی خود را حفظ کند !

    در قسمت های آخر فیلم ، عماد به پیرمرد مشکوک شده است و میخواهد جوراب را از پای پیرمرد درآورد تا شکش به یقین تبدیل شود و بعد از درآوردن جوراب و مطمئن شدن از قضیه ای که خواب را از زندگی اش گرفته و آرامش را فراری داده ، بر سر پا می ایستید و چند قدم دور تر شده و نفس عمیقی می کشد ! در حالیکه در این حالت حداقل برای ابراز احساس خشم خود ، مخاطب انتظار دارد که سیلی بر گوش پیرمرد بزند (در خوشبینانه ترین حالت ! وگرنه حتی قضیه های سطحی ناموسی نیز به قمه کشی و قتل ختم می شود) !

البته جزییاتی که هنگام تماشای این فیلم توجهم رو به خودش جلب کرد خیلی بیشتر بود ولی به عنوان یک فرد عادی در این اجتماع ، دید و نظر خودم رو نوشتم

البته تاکید میکنم که

این فیلم از لحاظ درگیر کردن مخاطب ، ایجاد استرس و غیرقابل پیش بینی بودن داستان و … نقاط قوت فوق العاده این فیلم به حساب می رود و حسی را در مخاطب ایجاد می کند که مخاطب کاملا با درد ها و معضلات این افراد احساس همدردی میکند و فیلم به گونه ای هست که حتی از شخصیت منفی داستان نیز به گونه ای دفاع میکند و شخص منفی را قربانی خانواده و اجتماع نشان می دهد.

پیرمرد مجرم در این داستان زنی دارد که به جای ایفای نقش “همسر” در زندگی این مرد ، بیشتر نقش مادر را برای این مرد بازی کرده است و با تمام محبتی که به شوهرش دارد ، این محبت را مادرگونه نشان می دهد و می بینیم که واقعا از سنی به بعد زن و شوهر ها در این جامعه شکل رابطه خود را عوض کرده و روابط به این شکل تغییر پیدا میکند و همسر بدون اینکه به خود، به نیاز های شوهر ، به حفظ تعادل جسمی و روحی و … بپردازد به سمت مادری کردن به شوهرش می رود و شوهر ها ” ویژگی های همسرانه ” را در “خانه های مستاجر قبلی خانه عماد”  جست و جو کرده و با پول می خرد ! و فیلم تذکر می دهد که این فرد منفی قصه دارای خانواده ای آبرودار بوده و خود این مرد نیز شدیدا آبرومند است چرا که چندبار در حین گفت و گو با عماد دچار سکته ناقص می شود ! و فیلم این سوال را در مخاطب ایجاد میکند ! این مرد که اینقدر آبرودار و دارای خانواده خوبیست چرا سر از این ماجرا درآورده است !؟

فیلم بسیار عمیق تر از چیزیست که فکرش را بکنیم و یک شاهکار متفاوت از فرهادیست که به گونه ای متفاوت به معضلات اجتماعی نگاه کرده است.

دانلود فیلم فروشنده (تیزر)

نمایش آنلاین تیزر فیلم فروشنده

 

بنا به دلایل کپی رایت ، لینک برداشته شد.

لینک کوتاه مطلب :

درباره سعید جنگ جوی

من سعید جنگ جوی هستم و برخلاف نامم صلح جو و صلح طلب هستم از آنجایی که مهندسی آی تی خوندم و از طرفی به روانشناسی علاقه دارم این دو علاقه به هم پیوسته و این سایت موفقیت رو بوجود آورده است. شاد و خندون باشید ;)

4 دیدگاه

  1. سلام
    در مورد باز كردن در به نظر من وقتي كه شما زماني كه ميدونيد همسرتون يا پدرتون حدود چه ساعتي ميرسه شايد بدونه كنترل اينكه چه كسي پشت در باشه در رو باز ميكنيد اينكه اشتباهه درسته اما عادت خيلي از ماهاست و من بسيار ديدم
    در مودر پيدا كردن ماشين به نظرم پيكان وانت از سوييچش مشخصه و يك پيكان وانت اطراف منزل پيدا كردن كه مربوط به سوييچ بشه خيلي كار سختي نيست شايد پرايد بود سخت بود
    در مورد اثار جرم وقتي كه كسي كه بهش تعرض شده داره فرار ميكنه از اين واقعيت و به نظرم فيلم ميخواست فرار ادم هارو از واقعيت و روبرو شدن با اون بگه كار بدي نبود چون زنه نميخواست راجع به جزييات اتفاق صحبت كنه و داشت ازش فرار ميكرد پس داشتن مدرك جرم هايي كه به جز پليس براي كسي فايده نداره بيهوده بود ماشينم اورد تو كه خودش واقعيت كشف كنه البته من خيلي وقت پيش ديدم بعضي نكاتتون وارده و بعضي نكات به نظرم وارد نبود به فيلم و اين هايي كه عرض كردم بخش هايي مهمشه كه به نظر من مياد

    • ممنون از توضیح خوبتون و اشاره ای که به نکات ریز فیلم داشتین
      بله در مورد اینکه خانومش از این مورد تعرض قرار گرفتن فرار میکرد هم نکته مهم فیلم بود ولی از بین برنده ی آثار جرم توسط شوهرش اتفاق میوفتاد، اگر توسط خودش بود منطقی تر بود چون به قول شما میخواست این قضیه هرجه زودتر تموم شه.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

 

bigtheme