خانه / اندر حکایات / زن شکاک به شوهرش !

زن شکاک به شوهرش !

zanashooyee

زنه ديروقت به خونه رسيد آهسته كليد رو انداخت و درو باز كرد و يكسر به اتاق خواب سر زد

ناگهان بجاي يك جفت پا دو جفت پا داخل رختخواب ديد

بلافاصله رفت و چوب گلف شوهرش رو برداشت و تا جايي كه ميخوردند ان دو را با چوب گلف زد و خونين و مالي كرد.

بعد با حرص بطرف اشپزخانه رفت تا ابي بخورد

با كمال تعجب شوهرش را ديد كه در اشپزخانه نشسته است.

شوهرش گفت سلام عزيزم!

پدر و مادرت سر شب از شهرشون به ديدن ما اومده بودند چون خسته بودند بهشان اجازه دادم تو رختخواب ما استراحت كنند

راستي بهشون سلام كردي؟

ما خیلی وقتها خیلی زود قضاوت می کنیم و وقتی متوجه میشیم که خیلی دیر شده باشه … چه خوبه که کمی صبور باشیم و درمورد افراد زود قضاوت نکنیم…

لینک کوتاه مطلب :

درباره سعید جنگ جوی

من سعید جنگ جوی هستم و برخلاف نامم صلح جو و صلح طلب هستم از آنجایی که مهندسی آی تی خوندم و از طرفی به روانشناسی علاقه دارم این دو علاقه به هم پیوسته و این سایت موفقیت رو بوجود آورده است. شاد و خندون باشید ;)

5 دیدگاه

  1. سلام سعید جان
    من عماد هستم و مدیر سایت گل نوشته ها
    اگر هر نوع زمینه ی همکاری دو سایت رو مقدور می بینی، حتما من رو از طریق ایمیل در جریان بذار.
    یک اصل مدیریتی میگه : ارتباط همه چیز است.
    موفق باشی.

  2. سلام داداشی جوووووووووووووووووووونم
    وبلاگت عالی شده چرا خبرم نکردی بیام بهت سر بزنم عوض کردی مطالبشو
    داداشی جووووونم امروز تولدمه اگ میای به وبلاگت سربزنی ی خبری هم به ما بده دلم برات تنگگگگگگگگگگ شده عزیزم داداشی بدون فراموش نشدی با سپاس فراوان

  3. سلام آقای جنگجو از آشنایی با خودتون و سایتتون خیلی خوشحالم .مطالبتون عالییه . موفقیت روزافزونتون آرزوی ماست.

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

 

bigtheme