خانه / اندر حکایات / اجازه ندهیم دیگران مارا کنترل کنند !

اجازه ندهیم دیگران مارا کنترل کنند !

روزي با دوستم از کنار يک دکه روزنامه فروشي رد مي شديم ؛
دوستم روزنامه اي خريد و مودبانه از مرد روزنامه فروش تشکر کرد ، اما آن مرد هيچ پاسخي به تشکر او نداد.
همان طور که دور مي شديم، به دوستم گفتم:
چه مرد عبوس و ترش رويي بود.
دوستم گفت:
او هميشه اين طور است!
پرسيدم: پس تو چرا به او احترام مي گذاري؟!
دوستم با تعجب گفت:
“چرا بايد به او اجازه بدهم که براي رفتار من تصميم بگيرد؟!
من خودم هستم.”…

درباره سعید جنگ جوی

من سعید جنگ جوی هستم و برخلاف نامم صلح جو و صلح طلب هستم از آنجایی که مهندسی آی تی خوندم و از طرفی به روانشناسی علاقه دارم این دو علاقه به هم پیوسته و این سایت موفقیت رو بوجود آورده است. شاد و خندون باشید ;)

1 دیدگاه

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدعلامتدارها لازمند *

*

 

bigtheme